تلخ بتلخی قهوه تلخ...

  امروزه کیست که با نام قهوه تلخ آشنا نباشد ؟نمایشی با تکنیک طنز که بشکل سی دی و دی وی دی هفتگی ببازار می آید .نمایشی که دقیقا شکل طنز را بخود  گرفته است .می خنداند و بفکر وامیدارد و اگر تماشاگر زیادی حساس باشد اشکش هم در می آید و این دست کم یکی از ویژگی های طنز است .

در آخرین قسمتی که من دیدم دلال های دربار جهانگیرشاه زنی را که احتمالا از همین زنان دلاله باید باشد  بدربار می آورند..:

-من الیزه پادشاه موناکو .....اولا که خدا پدرش را بیامرزد که میگوید پادشاه موناکو ..وگرنه حتی اگر میگفت سلطان ایران هم در آن بی خبری و بیشعوری سلطان و درباریانش کی می فهمید کی به کیه

دوم در همین حالت سلطانه موناکو هم کسی از او نمی پرسد موناکو کجاست تو کی هستی ؟ خرت بچند؟

-فقط همه مردان یک چیز را میفهمند که این که آمده زنست پس...

همه جنان دندان برایش تیز می کنند که بیا و ببین غافل از اینکه در آینده فقط خدا میداند و مستشار که این دلاله چه خاکی بسر این جماعت خواهد ریخت....

-فیلمنامه قهوه تلخ   نشان میدهد که نویسندگان آن آگاه از تاریخ سرزمین خود و مسلط بفنون نمایشنامه نویسی هستند.. 

دستشان را می فشاریم و برایشان آرزوی موفقیت بسیار داریم....

-- لازم ب توضیح نیست که دوستان بازیگر همه مایه گذاشته اند  وکار را حسابی پخته اند اما درین میان جند تا از نقش ها کار بیشتر می برند که یکی همان بابا شاه است وجواد عزتی ....راستی میدانید ب جه نقشی میگویند سخت ؟؟؟مشخصات یک نقش سخت جند تائی میشود که یکی بردن زمان معاصر ب زمان دیگر است ..آینده یا گذشنه ؟فرقی نمیکند..دیگری تغییر احوال شخصیت نمایش یا فیلمنامه در صحنه های پشت سرهم است:خشم و عطوفت ....گریستن و خندیدن ....ضعف و قدرت ...و.....که قهوه تلخ و بازیگر ها راستی که/.... گفتم  درین میان هم نقش جواد عزتی از معرکه های این کار درخشان است....و هادی کاظمی که کار ایشان هم از نظر من بده همان مشخصات را دارد ...البته نا گفته پیداست که اگر کسی کار دوستان دیگر را که براستی زحمت همراه با عرقریزان فکری کرده اند را نا دیده بگیرد دیگر خود داند... از شما می پرسم کسی میتواند کار محمد رضا /هدایتی یا همشهری خودم ساعد آقا یا فلامک خانم الیکا استاد همسهری دیگرم آقا نادر را ///......و بززو خان را و ووو را که باید یکی یکی اسم ببرم که نفسم میبرد را نادیده بگیرد ؟؟؟البته میتواند ولی خب ب ایشان هنرمند یا هنرشناس نمیتوان گفت..

سیروس مشفقی

بارالها ترا سوگند بقدرت لایزالت ما را از دیوار شکسته "سگ هار و زن سلیطه در امان دار...

 -  امین یا رب العالمین......

 

آه مستشار.... آه...این چه نگاه کردنست..؟

 

آن چه آدمی را بقهقهه می خنداند فکاهه است .هزل است ...هر چه هست طنز نیست که گاه حتی می گریاند آن هم بد جوری.. مثل همین قهوه تلخ که پیش رویمانست..

-در همین روز ها کاری  از کسی دیگر هم دیدم.کاری  از استادی  .که فقط می خنداند ..فقط ...    می خنداند.

-لازم هست اما...

 

- آه مستشار ...آه

-اگر قرار باشد برای هر کلمه فهماندن باین مردم این همه عذاب بکشند که مستشار میکشید-مثل آن صحنه ای که برای مردم کوچه و بازار سخن می گفت- ببین دست کم از مشروطه باین طرف معلمین جامعه ما چه کشیده اند .

-معلم که می گویم منظورم همه آن کسانی است که تلاش میکنند چیزی باین مردم بیاموزند و این یعنی  همه مردم از همه گروهها...:

سیروس مشفقی

 

سیروس مشفقی


 

/ 0 نظر / 97 بازدید