این یادگار ی د نیای پر محبت تو...

این قطعه تکه ایست از شعری که بسال هزار و سیصد و پنجاه و دو در مرگ مادرم نوشتم و از آن پس هر بار که عزای مادری پیش آمد  از آن استفاده نمودم...سیب جوان درختی بود که در حیاط خانه ما کاشته بود .بخاطر خوی و طبع روستائی که داشت هر بار که خانه ای نو می کردیم در حیاط خانه می کاشت.آن سال هم تازه سیبی کاشته بود که در اردیبهشت ماه رخت سفر بست و ما را وسیب جوان را تنها گذاشت...

 رحمت بر او و همه مادر های جهان باد.

 

سیب جوان

که یادگار دنیای روستائی تست

امسال شکوفه نخواهد داد

 

سیب جوان باغچه کوچک

امسال در عزای تو میگرید

امسال در عزای تو می نالد

سیب جوان عزای ترا دارد

ای مادر ای ترانه لالائی

ای مادر ای فرشته مهرو عشق

ای مادر ای تلاوت آرامی

اینک جهان کوچک قلب من

سرشار از غم نبودن تو

لبریز از عزای تو و مرگ تست

جان جهان  وهستی جان من

تا آخرین دقایق عمر من

در ماتم و عزای تو خواهد ماند

 

آقا و سرکار خانم رئوف

درد جدائی مادر ...و اندوه نبودنش...نه از آن دردهاست که با اشکی یا عزائی دو روزه از یاد برود....

این رشته های نا دیدنی که ما را با مادرهای ما پیوند می دهند همواره مارا با او و جهان او  در رابطه ای نا گسستنی و گرامی خواهند ..داشت

و  بدانید که زبان من  در شرح این داستان غم انگیزچقدر ناتوان است..

 بر شما و خانواده شما تسلیت باد

رحمت عالمیان بر همه مادر های رفته و مادر شما باد ...هزاران بار

از طرف همه یاران و همکاران و همسایگان :

سیروس مشفقی

1391/3/5

تهران_خیابان نیلو

/ 1 نظر / 16 بازدید
خواننده

شاهکار بود واقعا