زلزله

بناگاه هر خانه ویرانه شد

دل و دست یاران بماتم نشست

از آن خرمن عشق برگی نماند

بجان عزیزان همه غم نشست

            *********

دگر نغمه قمری و کاکلی

نیامد در آن خانه "آن کوچه باغ

درین تیره شب های بی ماهتاب

نیفروخت دست امیدی چراغ

          **********

کنون روستا نیمه ویران و کشت

همه مانده لم یزرع و بایر است

ببینید این گور زادان خشک

نه آن باغ و باغات آبادی آست

           **********

شب جمعه در بقعه سید آقا

کسی   - زائری خانه روشن نکرد

برین روستا عابری نگذرد

مگر با دل زار و اندوه و درد

          *********

ب ویرانه ماند دبستان ده

پریشان شده دفتر بچه ها

نمی آید افسوس جز های باد

صدائی ز بالای گلدسته ها

           **********

هیاهوی بازار ده خفته است

دکان ها  و  در ها بهم ریخته

ب بیرون ده بر سر  میل راه

هیولای مرگ است  آویخته

           *********

و لیکن تو ای مهربان همو طن

مپند ا ر  کز  یاد  ما  می  روی

در آشفته بازار  این   روز گا ر 

فراموش  یاران  خو د می شوی

           **********

دل ما خوش از دلخوشی های تست

ز شا د ی   تو  شاد مان می شویم

جهان بی کشاورز  بایر جها نیست

بسعی تو  جان  جهان  می شویم

 

 

اگر یکی دو بند اول این کار که برای ترانه سروده شده است حالت سفارشی داشته باشد بی گمان بند های بعدی با نوعی الهام و آفرینش سروده شده است که امیدوارم مطلوب و مورد پسند واقع گردد....

 

وقتی خانم مهندس مهر برای این گرد هم آیی ...البته نوعی گرد هم آیی محسوب میشود دعوتم کردند با کمال خلوص پذیرفتم که اگر مالی کمکی نتوانی بنوعی دیگر میتوانی جلو بروی که سمت ما هماین است که می بینید...که این پرداختی دولت ب جماعت باز نشسته بد جوری این جماعت را پیش زندگی در همه سطوح سر افکنده کرده است...

ب عبارتی بازنشستگان خود نوعی  زلزله زده اند...

 

عزیز هموطن بیزدن گش و یاغوشلا...

 

 

س-م

1391 پائیز

 

 

تا بعد...

/ 1 نظر / 7 بازدید
شبستری

سلام دوست عزیز .ازخواندن شعرزلزله شما که باقافیه هم سروده شده است لذت بردم ضمن اینکه موضوع ان حزن انگیزبود. بیشترموفق باشید.الله قoروسون