آخرین روزهای حسنک وزیر ...

  حسنک از مردان روزگار و دربارسلطان محمودو پسرش مسعود  بود و بواسطه بر خوردی براستی ناخیز میان حسنک و دشمنان او دشمنان چندان توطئه کردند که دودمان حسنک را  بر باد دادند .و خود حسنک را بر دار کردند و اندام او را هفت سال بر بالای دار نهادند تا عبرت دیگران شود ...

مچازات را ببینید و  موچب عبرت را... و آنانکه اهل پژوهش در ایام غزنویان هستند نوشته اند و من خود از استادانم شنیدم که موحبات جرم حسنک جندان کوجک بود که گوئی  در مجلسی کسی از کسی دیگر بخواهد که کمی آن طرف تر بنشیند و این سخن طرف دیگر را سنگین آید جندان که در نابودی دودمان این طرف برآید.. البته ب اهتمال نزدیک ب باور حتمی میان حسنک و بد خواهان او اختلافی بزرگ بود و گر نه ب سخنی کوجک هرگز نزاعی بزرگ بر نمی خیزد ..

اما ب نوشته ابوالفضل بیهقی مورخ دلیر و بزرگ  این سرزمین :

مادر حسنک جگر آور زنی بود ب پای دار آمد و گفت بزرگا مردا پسرم که تو بودی که سلطانی چون محمود بزرگی این حهان ب دو داد و سرداری چون مسعود سرداری آن حهان ..

و اندام حسنک هفت سال بر دار بماند و سال ب سال تبخیر و چروکیده گردید تا در آنسال که مسعو د را یاران حسنک خدمات او یاد آرودند و مسعود فرمان ب پائین آوردن حسنک از دار داد .پس جنان کردند و در آنسال دودمان حسنک همه از سر و همسر یا رفته یا در گذشته بودند مگر مادر که هنوزخرد و شرف و فضیلت فرزند را پاس می داشت. و او خود قامت فرزند از دار پائین آورد با تمام عزت و احترام که شایسته مردان بزرگ باشد

و قامت فرزند ب گلاب  فراوان شستشو داد آنگاه در عالیترین مکان قبرستان مسلمین اقدام ب دفن فرمود که پیش از آن گفته بودند که چواز دفن حسنک را در گورستان مسلمین نخواهند داد و اوباش  را ب سکه بر انگیخته بودند تا از این کار مانع شوند و نگذارند تا چنازه حسنک را ب گورستان مسلمین برند اما شنیدم که در روز تشیع چه در راه و چه در گورستان کسی را زهره سخنی نبود بس که مادر ب خشم و خروش در اوباش فرستاده دشمنان حسنک می نگریست.. اوباش سر ها از ترس ب زیر افکنده و خاموش مانده بودند  رحمت الله و رحمت پروردگار عالمیان بر آن مادر که چگرآور زنی..

اما ب من عیب گرفتند یارانی از نزدیک و دور که بولفضل بیهقی را شما دلیر و شچاع گفته اید که مورخ مگر شمشیر زن است و... که من میگویم آن دلاوری که اهل قلمرا شاید تفنگدار و شمشیرزن را نباید که اهل قلم همواره در چنگی بزرگ حضور دارند و دیگر اینکه میان ملت ما و اوباش چماقدار همواره دردی بزرگ بوده است که گوئی میانی سیاسی و اجتماعی ما را چماقداران پایه میریند تا مردان سیاست و مدیریت../..گزارش شد  بروز چهارشنبه سیزدهم ماه بهمن سال ١٣٨٩ خورشیدی

در حوالی میدان ونک و تصحیح شد در  چهاردهم همان ب روز برفی که برف آرام وگاه تند می بارید و من از پشت پنجره ها میدیدم و می نوشتم و بیاد مردانی بودم که درین سال ب راه میهن جان داده بودند و ب یاد آنکه چون بولفضل کار این ایام راگزارش کند ..

این نوشته ب نقل عبارت ب مضمون نوشته شد تا شاید کسی ب عبرت در آن نظر بیفکند و ب یادآورد که ستم چگونه شکل هائی میتواند داشته باشد ...

در همه روزگاران بوده اند کرم کدو هائی که از جنازه مردان و زنان بزرگ می ترسیدند و ب احتیاط در قامت اینان می نگریستند.دفن جنازه در خاک اینجا و آنجا ندارد مگر نه اینکه  خاک پاک کننده است ؟؟

پروردگارا

ای خدای عالمیان

بر ما و بر در گذشتگان ما درین ساعت و در تمامی ساعات رحمت آور و ما را کمک کن تا مگر از این چهنم  برزخ مانند سر سلامت ب گور ب بریم.

 

 

 

سیروس مشفقی رحمت الله

/ 1 نظر / 20 بازدید
M@soud

سلام خيلي جالب بود اين وبلاگ هم خيلي توپه آخرشه يه سر بزن ضرر نمي کني محب تقدیم میدارد : مردن به سبک هندی ولی نامردیه اگه بیایی و ببینی وبلاگ جالبیه و تو انتخاب وبلاگ برتر بهم رای ندی وجداناً یه رای بده www.mo7b.bloghaa.com اوه اوه داشت یادم میرفت یه مطلبی زدم در مورد افزایش بازدید سایت حتماً بخون آماده تبادل لینک