بگذارم بروم....

بگذارم بروم

بروم سر به بیابان بزنم

بروم پشت درختان کفن پوش زمین گم بشوم

بروم گم بشوم

      *******

سرزمین من آواره کجاست ؟

ای کجائی که بگویم وطن من اینجاست.

ای کجائی که ببالم به فراوانی گندم هایت

و به آواز غزل های سر مزرعه را سر بدهم

بنشینم لب یک پنجره راحت باشم

و بدانم در باغ

سایه ی توطئه نیست

دست هائی که بمن نزدیکند

راستی نزدیکند

پشت دیوار اگر رهگذری می گذرد دشمن نیست

      ******

من درین باغ دل آزرده که میراث نیاکان منست

من درین کوچه ی تابوت و کفن متهمم

شهر در مجلس ترحیم برادر هایم گل میخک می کارد

ماه در پنجره در جشن غزلهای سلیمانیست...

    *********

من چرا متهمم؟

من چرا اینهمه از تو دورم ؟

من چرا اینهمه کابوس مصیبت می بینم ؟؟

ای کجا های کجاهای کجاهای جهان

دوست دارم بروم

دوست بروم گم بشوم

ای کجاهای کجاهای کجاهای جهان

ای کجائی که بگویم وطن من اینجاست.

آسمان تو کجاست

آسمان تو کجاست ؟؟؟

 


نقل آثار و استفاده از شعر ها و ترانه ها با اجازه سیروس مشفقی از طریق ای -میل آزادست.

c-moshfeghi@yahoo.com 

 

سیروس مشفقی

/ 1 نظر / 39 بازدید
سپیده

عالیه واقعا..... راستی آرمین , گاهی دلم میخواد اون شعر " تنهایی" (ناصر.م) را داشته باشم. دسترسی داری؟