درمرگ فروغ فرخزاد

مرگ نا بهنگام و جوانمرگانه فروغ ضربه سخت دشواری بود به پیکر ادبیات معاصر ایران و دل هخای اهل ادب"شاعران و نویسندگان و هر آن کس که با دبیات نو ایران عشق می ورزید و با شعر و خود فروغ آشنا بود و شعر معاصر و سعر فروغ را دوست میداشت یا دستکم برای من که چنین بود بطوریکه تا چند روز پس از آن حادثه دردناک اشک مجالم نمیداد

و نتیجه این دردمندی  در از دست رفتن  فروغ این دو شعر بود که بلافاصله یکی پس از دیگری اتفاق افتادند.

                  پس از تو

پس از تو باغ بهار را نپذیرفت

و خاک مزرعه در سوگواریت پوسید

 

پس از تو باز زمستان شد

و باد سرد فصول

تمام خاک مصائب را

بدیدگان ملول قبیله هجرت داد

و روح ساده  دهقان مزرعه را

در آن اتاقک کاگل به مرثیه آورد

 

پس از تو باز زمستان شد

وآفتاب از سر دیوار پشت حیاط

و روز از چینه

باینطرف نرسید

 

غبار قامت کوه

بروی شیشه سبز دریچه نشست

و خواب آینه آواز روز را نشنید

پس از تو باغ بهار را راند

و یک کبوتر تنها

به پشت بام نیامد که دانه بر چیند

و داس ها برای همیشه

به میخ چوبی دهلیز ها معلق ماند

 

پس از تو اسب های سپید

به یونجه زار سر قریه سم نکشیدند

پس از تو اسب های سپید

هزار سال پیر شدند

هزار بار افسردند

 

پس از تو خواب چگویم عذاب باید گفت

که مادرت بصدای بلند نام ترا

میان گریه و  خواب سپیده می خواند

و ماهتاب هیچ شبی

به بستر تو نتابید بی تغزل اشک

 

پس از تو باغچه ها را بنفشه می کارند

--بنفشه های سیاه --

و دختران تازه رسده

پس از تو روز هاست گل نمی چینند

و برگهای نحیف درخت تبریزی

مدام یاد ترا در تمام دهکده ها

میان زمزمه باد می خوانند

 

سوار خوش بر ما -ای بلند قامت ما -

سوار خوش بر من -ای بلند قامت من -

تو با کدام زمزمه خوابیدی

تو با کد ا م وسوسه دق کردی

ترا کدام زخم مصیبت شهید کرد -شهید-

ترا کدام داغ  مشقت بخاک  ریخت -بخاک

سوار خوش بر ما -ای بلند قامت ما

تو نیستی که بدانی چقدر  دلتنگیم

تو نیستی که بدانی چقدر غمگینیم

 

 

 

 

 

سیروس مشفقی

 

 

/ 1 نظر / 28 بازدید
آرمین

http://www.youtube.com/watch?v=8eRflfyaMGU