لیلی جان   

چه فصلی بود لیلی جان " چه فصلی بود

چه فصلی بود فصل روز های آبی جنگل

چه فصلی بود فصل روستائی جاده های سبز

               ***********

پدر بر پشت اسب ترکمن در مه به شبرو زد 

و در پای صنوبر ها برادر ها

مهاجر های دم دم های عصر دهکده بودند

برادر های من دلتنگ لیلی جان

صبوری توشه می کردند و می رفتند

زمین اینک عزادار من و آن کاروان و کاروانی هاست.

       **********

گل از گل می شکوفد در حصار کشت زاران وسیع روز

بیابان در بیابان خواب سوسن های صحرائیست

من اما سر به شانه در غبار پوچ صحراها

نسیم دردمندیهای سنگین و صبور کوهسارانم

مرا بیدار کن بیدار کن ای خوب لیلی جان

     ***************

مرا بیدار کن تا آب ها را آتش افروزم

مرا بیدار کن تا قله ها را سر بر افرازم 

مرا بیدار کن تا بشنوم باری کدامین روز

چگونه آن جوانمردان بتاراج بلا رفتند

چه شد طوفان بنیان کن درختان صبور باغ را ثا نا کجا بردند

چه شد نام من سرگشته در خاک کدامین جاده مدفون ماند .

دلاور مرد این ایلات

کجا در لجه خون ماند؟

چگونه پیرهن های عروسی

زیر بار خشم و خون

                      اینگونه گلگون ماند

کدامین جنگل آسفالت

دلیران مرا در خاک و خون غلطاند

چه شد اینجا چه پیش آمد

                                چه پیش آمد ؟؟ چه پیش آمد

 

گل از گل می شکوفد در حصار کشتزاران وسیع دشت

بیابان در بیابان خواب سوسن های صحرائیست....

 


جناب آقای توفیق

با تشکر از مراحم شما این شعر همان لیلی جان است که امیدوارم مورد قبول و لطف شما قرار گیرد .

 

سیروس مشفقی

لینک
پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸ - سیروس مشفقی
سیروس مشفقی

http://c-moshfeghi.persianblog.ir/rss.xml