سلام ای دوست....   

سلام ای دوست

سلام ای خاک دلتنگی

سلام ای خوب ای دلتنگ

 

سلام دوستان

من سیروس مشفقی هستم متولد ١٣٢٢ اول فروردین ماه ١٣٢٢ در پل سفید که روستائی بود در سر راه -(خط راه اهن سراسری ). همانکه شاعر در باره آن میگوید :

این صدا . / صدای راه آهن سراسری است....

این صدا / صدای دشتهای میهن  من است..

می رویم و نعره می کشیم

شب صدای نعره می دهد    

آسمان صدای نعره مرا شنیده است 

آسمان بمن جواب می دهد :

ای پدر - پدر - پدر

در کدام لحظه از مصیبت فصول

چرخ های راه آهن سراسری

قامت برادر مرا شکست ؟

در کدام نقطه   از  نقاط دردمندی حضور ما

آسمان چنان بخاک  ریخت

که من حضور لحظه شکنجه را

هنوز با تمام پیکر م شکنجه می شوم

ای پدر  - پدر  -   پدر

ای پدر /پدر /پدر..... 

 

 

ا

و پس از آن در تهران /تبریز /اهواز و... کار کرده /تحصیل کرده و بزرگ شده و شعر گفته و شاعری کرده ام

در ١٣۴٢ از دانشکده مخابرات و در ١٣۵٠ از دانشکده هنر های دراماتیک در رشته سینما و تلویزیون اتمام تحصیل کردهام.

در ١٣۴١ با آقا محمود سجادی و محمد خان ایوبی یک مجموعه ء ترانه بنام .... منتشر کرده ا یم د  ر

١٣۴۶ پشت چپرهای زمستانی و نعره جوان را در ١٣۴٩  انتشارات امیرکبیر منتشرکردهاست و پس از آن پائیز و شبیخون را انتشارات رواق و بامداد....

اولین فیلمم شکفتن نام داشت و پایان نامه تحصیلی دانشکده دراماتیک بود که گویا جماعت دوستان از دیدن آن بدشان نیامده بود و   ......چنان شد که بعد از آن نه فیلمی  ساختم و نه ساخته شدم.... 

چون شب آید دل نباید کند از خورشید ها

دامن ظلمت پراست از سوسوی ناهید ها

و ... بگذارم بروم

بروم سر به بیابان بزنم

بروم پشت درختان کفن پوش زمین گم بشوم

بروم گم بشوم

سرزمین من آواره کجاست

ای کجائیکه بگویم وطن من اینجاست

ای کجائی که ببالم یه فراوانی گندم هایت

و به آواز غزل های سر مزرعه را سر بدهم

و  ...

این ها نمونه های شعر های نیمائی و غیر نیمائی این مظلوم است که در همان کتاب ها جاپ شده است.......    تا بعد    بیاد مردی که هنوز در سفر است 

لینک
شنبه ۸ تیر ۱۳۸٧ - سیروس مشفقی
سیروس مشفقی

http://c-moshfeghi.persianblog.ir/rss.xml