پدر آیا همین مر د است؟؟   

بیادم هست
زمانی د ور  پیش از این
برای من پدر معنای دیگر داشت
پدر مثل  غر و ر  کوه بود و خشم طوفانهای دریاها
پدر یعنی سرود مهر وقتی مهربان می شد

پدر یعنی خروش خشم وقتی خشمگین می گشت

****** 

چه دستی داشت ؟

                     سنگین /سخت ٬ پیچیده

پدر معنای ناب سر بلندی بود٬٬٬٬

****

پدر اما چرا امروز اینطورست ؟

پدر یعنی همین که له شده در زیر این پولاد

سر افکنده ٬بدل از محنت ایام خون کرده

پدر یعنی همین ویرانه این بنده

پدر یعنی همین مرد سر افکنده

٬٬،،****

گمانم گریه هم میکرد و با خود حرف می زد زیر لب آرام و دزدانه

و دست کوچک من در میان دست او از گریه تر می شد

عجب این بود آن طوفان

 

همین در خود فرو رفته ٬ همین ویران

پدر ای کاش آن روزی که من در کارخانه دیدمت هرگز نمی آمد

   ـ کمک کن  ٬طفلکم بیماریش سخت است

پدر ای کاش می مردم

پدر ای کاش می مردم

دریغا آن پدر ٬ آن کوه آن طوفان

                         درون لابلای چرخ ها گم شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک
جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦ - سیروس مشفقی
سیروس مشفقی

http://c-moshfeghi.persianblog.ir/rss.xml