دشت من...   

دلم تنگ دشتم شده است٬

مرا ای بیابان صدا کن

مرا ای همه چشمه ساران کوه بلند ٬

در اقصای شب های سرد بیابان صدا کن

صدا کن مرا ای بیا با ن صدا کن

دلم تیره شد در چنین شهر ظلمت

اسارت همه روزگارم به یغما گرفت

زبانم به لکنت فتاد و تنم خسته شد

کجا رفت اسبم ٬سگم٬ گله ام ٬

چراغ بیا بانیم ٬قصه های بلندم

کجا رفت آن شعله های سرودم

چه شد  نعره هایم ٬ زبان امیدم

......                                     ادامه دارد .... 

لینک
شنبه ۱ دی ۱۳۸٦ - سیروس مشفقی

سیروس مشفقی

http://c-moshfeghi.persianblog.ir/rss.xml